چشمانت با من گفتند فردا روز ديگري است

زندگی

یعنی مرگ

که لبخند می زند

به سرگردانی پدر

بین قبرهای قدیم و جدید


************************

در زمهریر زندگی ام

گرمتر از لب های مرگ نمی بینم


پ. ن 1

کاش میشد موقتا نبود/موقتا

پ.ن 2

بضی وقتا زخمایی هست که آدم میترسه نیگاشون کنه/میترسه حتی به دکتر نشونشون بده

روشو میپوشونه تا نبیندش

روتو پوشوندم تا نبینمت

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۸ساعت 22:19 توسط نعیمه ح|


آخرين مطالب
» منو با خودم تنها نگذار
» کاملا منطقی
» پیدات میکنم
» موجیم که آسودگی ما. ..
» بعد مردن
» که فراموش بشی
» قبل و بعدها
» یأس
» بذار بخوابیم مادر
» بیراهه رو برگرد
Design By : Pars Skin