چشمانت با من گفتند فردا روز ديگري است

از قبر خسته پدر بزرگ

هنوز صدای سرفه می آید

خاک هم قبول نکرد

مرگ برق نگاهش را

میترسم این گل های زرد

که بر مزارش روییده اند

ادامه درد هایی باشند

که بی درمان مانده اند

.

.

بی فاتحه ترین نوه ات را ببخش

وقتی نگاهت میکنم

لال می شوم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ساعت 23:6 توسط نعیمه ح|


آخرين مطالب
» منو با خودم تنها نگذار
» کاملا منطقی
» پیدات میکنم
» موجیم که آسودگی ما. ..
» بعد مردن
» که فراموش بشی
» قبل و بعدها
» یأس
» بذار بخوابیم مادر
» بیراهه رو برگرد
Design By : Pars Skin